شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

131

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

خاصيت ساقط نمايد . آرى ، حضرت حسين بن على عليه السّلام در چنان شرايطى مىخواهد قيام كند ؛ قيامى كه بتواند نيروى معنوى آن دژهاى نفوذناپذير حكومت دودمان ابو سفيان را در هم شكند و هدفهاى اصلى و اساسى آن بزرگوار را تأمين نمايد . خوشبختانه آن طرح لازم ريخته شد و نقشهء آسمانى قيام آماده گرديد ؛ طرحى بهت‌انگيز كه اگر همهء افكار جهان در يك جا فشرده مىشد و مىخواست براى رهبرى و به ثمر رساندن نهضتى در شرايط حسّاس آن روز بهتر از آن نقشه طرح كند ، قطعا امكان‌ناپذير بود . من معتقدم كه حضرت حسين عليه السّلام از هنگام حركت از مدينه تا پايان نهضت ، و همچنين خاندان پيروز او از هنگام اسارت تا زمان مراجعتشان به يثرب ، هيچ عملى را بدون حساب و به طور اتفاق و تصادف انجام نداده‌اند . ما مىگوييم آن بزرگوار براى رسيدن به آرمانهاى خدايى و انسانى خود و به ثمر رساندن آن نهضت مقدس نقشه و سياست خاصى داشت كه از هنگام حركت از مدينه تا زمان برگشت آن خاندان وحى به همان نقطه ، هر عمل و سخنى كه توسط آن حضرت و يا خواهران و زنان و فرزندان وى انجام مىشد و ايراد مىگرديد ، همگى پيرامون همان نقشه و بر محور همان سياست مشخص بوده است . اكنون به خواست خداوند اين حوادث را مورد تحقيق قرار مىدهيم ، ولى بايد در نظر داشت كه مقصود ما در اين بخش ( همانند بخش اول ) شرح همهء حوادث و پيشامدهايى كه در اين باره به وقوع پيوسته است ، نيست . ما نمىخواهيم « مقتل » بنويسيم و يا « وقايع نگارى » كنيم ؛ هدف ما در اينجا تنها شرح سياست خاصّ نهضت حسين عليه السّلام و نگاشتن آن قسمت از گفتارها و خطبه‌ها و بيانهاى آن حضرت است كه در حدود هدف كتاب بوده و در روشن ساختن مقصود اصلى نهضت نقشى مستقيم دارد . اولين برخورد حسين عليه السّلام با حكومت يزيد هنگامى كه زندگى ننگين معاوية بن ابى سفيان سپرى گرديد و پروندهء سياه دوران حكومتش بسته شد ، فرزند وى يزيد جانشين او گرديد و به حكومت رسيد . فرزند معاويه پس از احراز مقام و قدرت ، نامه‌اى متحد المال به استانداران و فرماندارانش در سراسر كشور بدين گونه نگاشت : « از بندهء خدا يزيد امير المؤمنين به سوى . . . اما بعد ، معاويه بنده‌اى